تبلیغات
گالری هنری فاخر
طراحی,نقاشی,شعر و مطالب هنری
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

»»

نمایش هنوز تمام نشده بود

با عجله از سالن بیرون زدم

کسی که نقش ها را بازی می کرد در وجودم رنگ باخته بود

براستی ساده و زیبا بود

عشق پاکی داشت

و در تاریکی سالن او فقط نور می بخشید

شاید با خودم فکر می کردم که با اویم و او با من

خودم را جای معشوقه اش گذاشته بودم و بی صبرانه منتظر آمدنش بودم

هر لحظه با نگاهش انس می گرفتم

و نگران حالش میشدم

شاید مسخره باشد

اما در آن زمان کوتاه من سالها با او عشق را تجربه کردم

شاید احمقانه باشد اگر بدانید

که او مرا نمیدید

و نخواهد دید

چون قبل از پایان نمایش سالن را ترک کردم.

وقت اضافه




»»

طراحی سیاه قلم

سلام عزیزان

بعد از یک مدت نسبتا طولانی که نتونستم آپ کنم امروز با یه کار جدید در خدمتتون هستم.

کار بالا  رو همین دیروز تموم کردم و مثل کارهای قبلیم تماما تخیلی کار شده و البته اشکالات زیادی

 داره که انشاالله منتظر نظرات سازنده عزیزان هستم. 

امیدوارم که مورد پسند دوستان قرار بگیره.




»»

من نقاشم ، دستای مهربون رو نقاشی می کنم

من شاعرم ، حرفای زندگی رو شعر می كنم

من آشپزم ، صبح تا شب رو چاشنی شادی میدم كه بقیه میل كنن

من خیاطم ، تیكه پاره های قلبا رو وصله می زنم

من راننده ام ، در خونه ی چشم بوق می زنم مهربونی رو سوار می كنم

من دكترم ، زخم ها رو جراحی می كنم

ولی

به من نمیگن دكتر ، دانشجوی پزشكی نشدم

به من نمیگن راننده ، گواهینامه نگرفتم

به من نمیگن خیاط ، مجوز خیاطی ندارم

به من نمیگن آشپز ، مامانم غذا می پزه

به من نمیگن نقاش ، چون دلم نمیاد زیبایی رو كه خدا آفریده دست كاری كنم

چون دلم نخواسته قلم مو بگیرم دستم و بگم :

خدا !

این لپم اگه گلی بود ...

این لبم اگه غنچه ای بود ...

این چشام اگه خمار بود ...

خدا !

از این درازتر نمی شدم ؟!

توپولی نمی شدم ؟!

نه ... من میگم :

خدا !

تو چقدر زیبایی

همین بسه !




»»

طراحی سیاه قلم

طراحی سیاه قلم پیرمرد-نمای نزدیک 

کار بالا و شعر زیبای استاد شهریار:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟                       بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی                    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست                    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم                            دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار                      این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند           درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر                  راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟                                       تنها چرا ؟ حالا چرا

***

طراحی سیاه قلم به صورت کاملا تخیلی و مفهومی.

امیدوارم مورد پسند بینندگان عزیز قرار گرفته باشد.

یا حق




»»

سلام

بعد از یک مدت نسبتا طولانی با یه کار ساده اما آموزنده اومدم.

طراحی

از اینکه مدتی نتونستم آپ کنم متاسفم مشغول امتحانات بودم امیدوارم از این به بعد بتونم با کارهای جدید شما بینندگان عزیز رو خوشحال کنم.

با تشکر




»»

طراحی

طراحی از موضوعات ایرانی رو همیشه دوست داشتم،کار بالا هم نمونه ای از اونهاست.

در طراحی بالا سعی کردم فرم لم دادن و فرم گرفتن لوله قلیان رو نشون بدم.

مسیر تابش نور رو هم طوری انتخاب کردم تا به کار جذابیت بیشتری بده.

منتظر نظرات شما بیننده عزیز هستم.




»»

طراحی با مداد

طراحی از کارگر خسته بصورت تخیلی

طراحی با مداد روی کاغذ آ۴ معمولی

در این طراحی سعی کردم تا قدری از طراحی کلاسیک فاصله بگیرم.

طراحی از چین و چروکها و نشان دادن حالت خسته کارگر مد نظر بنده بوده.

امیدوارم تونسته باشم این حس رو به شما منتقل کنم.

با نظراتتون من رو راهنمایی کنید




  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...